یاد او
برای روح پاک مرحوم عمران صلاحی
اکنون که به آسمان چشم دوخته ام و قطره های اشک باران، برگونه ام
می چکند، دیگر لبخند را بر صورت نسیم نمی بینم .
پرندگان با بال های خسته چشمانشان را می بندند، و در قلب هایشان
می گریند. گل ها فقط خاطره ای از او می بینند .
خاطره ای از شعرهای پر از لبخند او، و رفتن تلخ بدون خداحافظی اش .
اما انگار آسمان او را بیشتر از زمین دوست می داشت .
شیرین کریمی ۲۰/۷/۸۵
+ نوشته شده در جمعه هفدهم اسفند 1386ساعت 13:22  توسط شیرین کریمی
|

