کوچه ها
کوچه های این شهر صدایم را زمزمه می کنند.
مردم، رهگذرها، بجه های بازیگوش توی کوچه می آیند،
می خندند، می روند، می گریند ولی هیچ کدام صدای غریبش را
نمی شنوند.
صدایی که با هق هقش امیدی رو به خنده دارد.
در کنار این غم ها هنوز هم قلبش جای شادی دارد.
صدای آه آلود کوچه های این شهر را فقط درختان و پرندگان
مسافر می شنوند.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و هشتم مرداد 1388ساعت 11:7  توسط شیرین کریمی
|


