آرزوهای تازه شیرین
دومین دفترشعرهای تازه شیرین کریمی به نام "حباب های آرزو" زیور نشر یافت.
شیرین می داند که کودک است، ولی نیز آگاه است که با همان قلب کوچکش دنیا
را لمس می کند. راز بزرگی این دخترک دانش آموز در همین نکته نهفته است.او
این دنیای بزرگ را با قلب کوچک خود درمی یابد. او با دل شاعرانه خود به اندرون
اشیا نفوذ می کند و راز آنها را در می یابد و با ما در میان می گذارد:جامه سبز
درختان "خاطره هایی کهن به تن دارند!" شاعر بلند پرواز است و آرزو دارد دست
دراز کند و ستارگان آسمان را بچیند!او شاد و امیدوار است،و یقین دارد که شمع
به امید روشنگری می سوزد،و دانه گیاه به امید بهار رهایی بخش در زیر زمین
می خوابد،او در یافته است که آشیانه بلبل بر درخت رمز عشق است.دنیای شیرین
دنیای آگاهی گیاهان و جانوران است :او می بیند که ماهی دریا کودکان خود را
می بوسد،پروانه عاشق گل است،شاعر در دست های خود گل محبت دارد،چشمه
قدری از قلب پر محبتش را به دخترک می بخشد،ابر باران عشق می بارد، ماهی
هدیه ای برای موج دارد.او از آسمان می خواهد که بگوید زمین عاشق است.او
اطمینان دارد که ماهی رمز عشق را می داند.درخت با او دوست می شود.
دفتر شعرهای شیرین آکنده از آرزوهاست،آرزوهایی که چون حباب شکننده است.
او در رویای شاعرانه خود به سرزمینی می رود که در آن جنگ نباشد،در آنجا همه
عاشق باشند و آفتابش هرگز غروب نکند.در دنیای دخترک شاعر شادی خانه دارد،پس
می ماند،ولی غم می میرد و می رود.در این دنیای شاعرانه باران به میهمانی گل ها
می رود و آنها راشاداب می گرداند،پروانه سوار بر نسیم است و کبوتران آواز عشق
سر می دهند.او خزان را نیز می فهمد و ابرها را هم درک می کند،شاعر از قاصدک
می خواهد که داستانی از پرستو بگوید تا او آن داستان را با قلم محبت بر کاغذی
از جنس عشق باز گوید.چنانکه مشاهده می شود،با دفتر دوم،بیان شیرین بار نمادین
بیشتر و روشن تری به دوش می کشد و زبان او رفته رفته به تکامل شاعرانه تری
دست می یابد. شیرین به آینده پیام خود نیز می اندیشد و در جستجوی رسالت
شاعرانه خویش است:او از خود می پرسد که زمین را با چه رنگی آشنا کند،که
همیشه مانند بلبلان "آواز زندگی"بخواند. باشد که آرزوی شاعر،آرزوی همه ما
گردد! به امید آن روز فرخنده زندگی کنیم !
دکتر محمد تقی غیاثی
نقل از صفحه ۹ شماره ۹۲۸ روزنامه اعتماد ملی ۴/۳/۸۸


