تبليغاتX
پرواز در باران

پرواز در باران

اشعار و نوشته های دیگر

شادی دل ها

 

بهار می آید و وقت شادی دل هاست
ماهی درون تنگ می خواند و می گوید:
که چه زیباست.

 

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت 13:16  توسط شیرین کریمی  | 

امید زندگی

 

                                                              تقدیم به احمدرضا احمدی

شمع با چه امیدی می سوزد؟
شاپرک با چه امیدی می رقصد؟
گل با چه امیدی به خود می نازد؟
بهار با چه امیدی می آید که می داند خزان خواهد رسید؟
شکوفه با چه امیدی می روید که می داند عاقبت خواهد افتاد بر
روی زمین ؟
... تا دنیا دنیاست همین گونه خواهد بود. همین گونه شاد خواهند
بود.
همین گونه می سوزند. همین گونه می رقصند. همین گونه به خود
می نازند. همین گونه به خود بدرود خواهند گفت . همین گونه بر
روی زمین خواهند افتاد.
همین گونه عاشق زندگی خواهند بود.

 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیستم اسفند 1387ساعت 17:20  توسط شیرین کریمی  | 

شادی گل های سپید

شکوفه ها می رقصند
                 با عطر بهاری نسیم
سروها می خندند
                 با شادی گل های سپید

 

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت 13:39  توسط شیرین کریمی  | 

تاریکی شب

در تاریکی شب چه چیزی نهفته است؟
در زیبایی گل ها؟
در چشمک زدن ستارگان ؟
در اشک یک مادر؟
در تلاش یک پدر؟
در لبخند یک خواهر؟
کاش می شد دست دراز کرد و ستارگان را از آسمان چید و
فانوس این شب های تاریک کرد.
کاش می شد زیبایی گل ها را دزدید. کاش می شد اشک های مادر
را قطره قطره یک دریای شادی کرد.
کاش می شد ذره ذره تلاش های پدر را قدردانی یک فرزند کرد.
کاش می شد لبخند یک خواهر را دلیل شاد بودن کرد.
+ نوشته شده در  جمعه دوم اسفند 1387ساعت 13:38  توسط شیرین کریمی  |