تبليغاتX
پرواز در باران

پرواز در باران

اشعار و نوشته های دیگر

بررسی حباب های آرزو

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 3:36  توسط شیرین کریمی  | 

باران

هنگامی که باران مانند فرشته ای آسمانی بر زمین فرود می آید, صورت چمن ها را
تر می کند, به بوی خاک فرصتی می دهد تا به آسمان ها سفر کند و خنده را بر لب ها
می کارد, در زیر باران با خود زمزمه می کنم : باران چه زیبا.
قطرات باران بر صورتم می خورند. مثل نوازش نسیم مهربان است. مثل رقص پروانه
زیباست. مثل چهچهه بلبل آرامش بخش است. به اندازه ی عشق شاپرک به شمع او را
دوست می دارم. مثل برگ درختان لطیف است. مثل عشق مادری به فرزندش زمین را
دوست می دارد.
گاه باید با خود خلوت کرد. تنها با باران بود و سخنانش را شنید.صدای نم نم باران
گوشم را  قلقلک می دهد.
گاه باید سکوت کرد و شنید.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت 20:28  توسط شیرین کریمی  | 

بنفشه

زمان می خورد. برای دیدن باز شدن غنچه ی بنفشه آماده ام.
مدام صدای ساعت توی گوشم تکرار می شود. زمان موعود
فرا می رسد. حال زیبایی من شکوفا می شود. دیگر در میان
برگ های کوچک غنچه ای نمی بینم.
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت 18:27  توسط شیرین کریمی  | 

ستارگان کوچک

کاش ستارگان کوچک بودند کوچکتر از زمین.
کوچک تر از دریا کوچک تر از یک شهر و کوچک تر از
دستانمان.
تا بتوانیم با محبت آن ها را در آغوش بگیریم و نوازش کنیم.
تا بفهمند ما هم می توانیم با محبت باشیم.
+ نوشته شده در  جمعه یازدهم بهمن 1387ساعت 16:43  توسط شیرین کریمی  | 

حباب‌هاي آرزو


گزارش خبرگزاری فارس را در باره کتاب " حباب های آرزو " این جا بخوانید.

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1387ساعت 18:52  توسط شیرین کریمی  |