مصاحبه با ایبنا :
شيرين كريمي،شاعر يازده ساله:
كتاب مرا با دنياي جديدي آشنا مي كند
4 مهر 1386 ساعت 14:06
شيرين كريمي شاعر 11ساله اي است كه در 9 سالگي شعرهايش را به دست نشر سپرد و عمران صلاحي بر كتاب او مقدمه نوشت و او را شاعري كه مثل خودش ساده و طبيعي راه مي رود و دوست ندارد كه همانند آدم بزرگ ها راه برود ، مي خواند . شعر شيرين كريمي از شادي ، مهرباني و دوستي مي گويد ، او از جوان ترين شاعران و مولفان ايراني است كه تنها براي هم سن وسال هاي خودش شعر نمي گويد او در شعر هايش مي خواهد همه را به دنياي دوستي و شدي ها دعوت كند، از اين رو بخش كودك ونوجوان خبرگزاري ايبنا با او گفت وگويي انجام داده است .
شيرين كريمي در گفت و گو با خبرگزاري كتاب ايران (ايبنا)،گفت : اولين شعرم را در 8 سالگي سرودم.اولش فكر نميكردم،شعر گفتم ،اما وقتي مادر و پدرم آن را خوانند ،خوشحال شدند و گفتند كه شعر گفتهام.
وي افزود :هر بار كه شعر ميگفتم، پدرم شعرهايم را به كتاب فروشي ميبرد و براي دوستان شاعر و نويسندهاش ميخواند، آنها هم نظراتشان را درباره شعرهايم مي گفتند ،يك بار كه پدرم شعرهايم را براي "عمران صلاحي "خوانده بود،او خوشش آمده بود و به پدرم گفته بود كه كتابش را چاپ كنيد.
شاعر مجموعه شعر "پرواز در باران"افزود : عمران صلاحي خودش پيشنهاد انتشار شعر هايم را داد ،پدرم هم از عمران صلاحي خواست كه روي كتابم مقدمه بنويسد ، او هم قبول كرد.متاسفانه كتابم كه چاپ شد ،عمران صلاحي ديگر زنده نبود.
اين شاعر 11 ساله با بيان اين مطلب كه هر زماني كه يك موضوع ذهن من را درگير كند و يا يك صحنه يا تصويري در پارك مرا به فكر وادارد،شعر مي گويم، ياد آور شد:گاهي درباره يك موضوع ساعتها فكر ميكنم و بعد شعر مي گويم .به خاطر همين سرودن شعر براي من زمان ومكان خاصي ندارد .
وي افزود:يك شب كه با پدرم به پارك لاله رفته بوديم و فوارههاي حوض را باز كرده بودند و نورافكنها هم روي فواره افتاده بود اين صحنه آن قدر من را مجذوب خودش كرد كه وقتي به خانه برگشتم يك شعر گفتم.
كريمي درباره موضوعاتي كه دوست دارد،درباره آن شعر بگويد ، گفت : من بيشتر دوست دارم ،درباره موضوعاتي كه اطرافم اتفاق مي افتد و يا حسهايي كه برايم جالب اند و يا طبيعت،انسان و شادي شعر بنويسم.
شاعر مجموعه "پرواز در باران "با بيان اين مطلب كه نخسيتن كساني كه شعر هاي مرا مي خوانند پدر و مادرم هستند و نظرتشان برايم خيلي مهم است افزود : پس از آن پدرم ،شعرهايم را براي دوستانش در كتاب فروشي ميخواند، آنها هم نظر ميدهند .
وي درباره ويرايش شعر هايش پس از سرايش گفت : شعري را كه سرودهام ، ديگر دوست ندارم ،كه درستاش كنم. بيشتر دوست دارم نظراتديگران را اگر قبول داشته باشم، بشنوم و در مرور زمان ايراد هاي كارم را درست كنم . اما اگر زمان فعلي را اشتباه نوشته باشم و يا يك موضوع بيربط را در شعرم مطرح كرده ام ،شعرم را درست ميكنم. در غير اين صورت نه .
اين شاعر نوجوان درباره شعر خواني براي همسن وسال هايش در مدرسه گفت: من فقط يك بار كلاس سوم كه بودم و هنوز كتابم چاپ نشده بود از معلمام خواستم تا يكي از شعرهايم را براي هم كلاسيهايم بخوانم، او هم اجازه داد.اما بعد از آن حتي وقتي كتابم چاپ شد، شعري براي هم كلاسيهايم نخواندم.
وي درباره استقبال از كتابش در مدرسه گفت :وقتي كتابم چاپ شد، كتاب ام را توي برد گذاشته بودند، بچههاي مدرسه كتاب را ميديدند و مي گفتند تو "شيرين كريمي "هستي. اولين بار يكي از همكلاسهايم از نمايشگاه كتاب، كتابم را خريد و به كلاس آورد، بعد از آن همكلاسيهايم كتابم را از من خواستند و فردا براي چند نفرشان كتاب را بردم.
كريمي با بيان اين مطلب كه ، از اين كه شاعرم ،خيلي خوشحالام گفت : وقتي شعر مي گويم ،فكر مي كنم آدم مفيدي هستم.
وي درباره نظر كساني كه كتاباش را خوانده اند ، گفت :وقتي ميبينم كه كتابم خوانده مي شود و مخاطب دارد ،خوشحال ميشوم. از وقتي هم كتابم چاپ شده است، بزرگترها به من احترام بيشتري ميگذارند، مثلا آقاي خرمشاهي و خانم نعيمي روي كتابم نقد نوشهاند كه قرار است چاپ شود.
كريمي با اشاره به نقش پدر و مادرش براي سرودن شعر گفت : اگر پدر و مادرم حمايتم نمي كردند ،هيچ وقت ادامه نمي دادم، به نظرم ذوقم از بين ميرفت هر وقت كه مدتي شعر نميگويم پدرم ميپرسد چرا شعر نميگويي، شعر بگو.
وي درباره ضرورت مطالعه گفت : اولين كتابي كه خواندم يادم نميآيد ولي از وقتي كه يك ساله بودم مادرم وقتي ميخواست به من غذا بدهد، برايم كتاب ميخواند از وقتي هم كه بزرگ شدم، خودم كتاب داستان ميخوانم.
كريمي با بيان اين مطلب كه كتاب هاي داستان بيشتر براي او جذابيت دارد، و كمتر كتاب شعر مي خواند،گفت : مجموعه" خانه درختي سحرآميز" و" 365 داستان براي كودكان" از كتاب هاي مورد علاقه ام هستند . در حال حاضرم مشغول خواندن كتابي به نام "افسانه دهستان "هستم.
وي با اشاره به تاثير مطالعه بر آثاري كه خلق مي كند ،گفت :وقتي كتاب ميخوانم با دنياي جديدي آشنا ميشوم و با كلمههاي بيشتري آشنا ميشوم كه هنگام سرودن شعر ميتوانم از آنها استفاده كنم.
كريمي ادامه داد : وقتي كه بچه بودم ،پدرم وقتي بعد از آمادگي دنبالم ميآمد ،در راه شعرهاي بابا طاهر، حافظ و سعدي را برايم ميخواند، اما خودم به غير از شعرهاي كتاب درسي،شعرهاي شاعران بزرگ را نميخوانم. البته گاهي پدرم ديوان حافظ و سعدي را ميآورد و با هم ميخوانيم.
وي درباره پيشنهاد اش به هم سن و سال هايش براي سرودن شعر گفت :هيچ وقت شعر گفتن را كنار نگذارند و شعر سرودن را ادامه بدهند.
كريمي در پايان در باره كتاب هاي در دست انتشارش گفت : از اول تابستان تصميم گرفتم ، تا آخر تابستان، شعر بگويم و بعد شعرهايم را انتخاب و كتاب دومم را براي چاپ آماده كنم.